نجم الدين ابو الرجاء قمى

395

تاريخ الوزراء ( فارسى )

كيميا رايگان يافتن 210 پ كيمياى سعادت 19 ر گ گازر باران رحمت نتواند ديدن 144 پ گازران وسخ را آب و آفتاب مساعدت نمىنمود 204 پ گام از دام سيم در حس نهادى 170 ر گاو خراس را خرقه بر چشم دوزند 67 پ گاوى كه در وقت كشتن بيارايند 98 ر گاورس پوسيده به پيمانه كم‌فروختن 31 پ گدايى كه هر روز در سرايى باشد 37 ر گران‌بار بودن 82 ر گران‌بار منت شدن 159 پ گران‌تر از زمين 98 پ گران‌تر از لنگر كشتى 212 ر گرانى جان در گوش ظاهر شدن 117 ر گران‌جانى 78 پ گربه از فرط محبت ، فرزندان خويش مىخورد 40 پ گربه پليدى خويش پنهان كند 36 ر گربه در انبان به مردم مىفروخت 184 ر گربه را وكيل در فرمودن 59 پ گرچه ما از غفلت مستيم ، قدر هشيار است 26 ر گرچه ما خفته‌ايم ، قضا بيدار است 26 ر گرد پاى « آن » حوض ميگرديم 225 پ گردن زدن در عز بهتر از بينى بريدن در مذلت 9 ر گردن شير ستبر شدن 88 پ گردنكش لشكرشكن 139 ر گردن نرم داشتن 57 ر 219 پ گردون اقبال كسى به خاك فرو بردن 202 ر گردون افراختن 10 پ گردون كبود جامه 169 ر گردون كبودجامه بر وى خشك‌ريش كرد 134 پ گردون كوژپشت سال‌خورده 218 ر گردون گردان 38 پ گردون گردان اظهار سيرت خويش كرد 187 ر گردون لاجورد 18 ر گرگ آشتى 20 پ گرگ بود كه شبان شد 194 پ گرگ چون گرگ ديگر را جراحت رسد ، خونش مىخورد 112 پ گرگ در زمستان فربه شود 204 ر گرگ را از طلب مردار نشايد بازداشتن 59 پ گرگ را دم زدن از گرسنگى بيشتر بود كه از سيرى 136 پ گرگ عزيز مصر 20 پ گرگ هرچند پيرتر شود ، بتر باشد 102 ر گرگ همهء گوسفندان بيوه‌زن و درويش برد 145 ر گرمايى خندان‌تر از قلم نيست 70 پ گرم‌تر از داغ آتش 58 پ